انصافانه است آخه؟ این همه مِن و مِن میکنی، سرفه می کنی و صغرا کبرا می چینی که شروع کنی و حرفت رو عین آدم بزنی اما هر چی بیشتر تلاش می کنی بیشتر نمی شه!! هر چی سرفه می کنی تا اون تیغی که چسبیده
تو گلوت بیاد بیرون، بیشتر فرو می ره و حوصله فرو رفتن داره. عین اون لحظه ی اوج ترن هوایی که وقتی با بیشترین سرعت ممکن از بالاترین نقطه پرت می شی پایین جای اینکه بتونی جیغ بزنی صدات عین یه عقده می چسبه ته گلوت. کی می شه که این عقده از هم بپاشه و من غرق تو فریادم شم؟
برچسب:
نویسنده: علی رحیمی
تاريخ: سه
شنبه
16 شهريور
1395 ساعت: 22:42