خرید بک لینک
کاش می شد فلاش بک زد و برگشت به اون شب. همون شبی که کل اتاق رو یه نور سرخ تسخیر کرده بود و روی تخت دراز کشیده بودی. همون شبی که اون آواز سوزناک من رو زیر میز درون خودش تجزیه کرده بود و اصلا حواسم به حضورت نبود. همون شبی که تا صبح غر زدی از اینکه بابا خیلی خودش رو درگیر کار کرده و به تو فکر نمی کنه. همون شبی که آخرین باری بود که روی اون تخت می خوابیدی و آخرین باری بود که صبح با صدای کوبیده شدن در های کابینت بیدار شدیم همون شبی که فرداش آخرین باری بود که توی اون قوری سفید رنگ که گل صورتی رنگ کوچیکی رو بدنه اش نشسته بود برامون چایی درست کردی. همون شبی که آخرین باری بود که موج صدات تو گوش خونه می پیچید. 

اون شب کی می توانست فکرش رو کنه که این آخرین شب ه؟

 

× سالگرد

برچسب: نویسنده: علی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 0:24

صفحه بندی