
Melting in

ناخواسته سقوط کردم، اما بعدش سعی نکردم خودم رو بیرون بکشم و با اینکه داشتم خفه می شدم و نمی تونستم نفس بکشم سعی کردم خودم ...
ادامه مطلب
من از آن امّید بیهوده سخن میگویمکه مرگ ِ نجاتبخش ِ شما رابه امروز وُ فردا میافکند: «-مسافری که به انتظار وُ امّیدش نشستهاید،از کجا که هم از نیمهٔراهبازنگشته باشد؟» احمد شاملوآیدا، درخت، خنجر و خاطره...
ادامه مطلب
ناخواسته سقوط کردم، اما بعدش سعی نکردم خودم رو بیرون بکشم و با اینکه داشتم خفه می شدم و نمی تونستم نفس بکشم سعی کردم خودم رو پایین تر بکشم انقدر پایین برم که از شدت درد بدن ام بی حس بشه. در عین حال نمی خواستم با یه بار پریدن همه چی تموم شه برای همین بود که اون روز بالای اون پل روی اتوبان ایستادم و به پایین خیره شدم اما پرواز نکردم من چیزی فراتر از اون می خواستم. می خواستم ذره ذره با موسیقی دردناک تار و پودم از هم دیگه جدا شه و به پرواز در بیام....
ادامه مطلب
[2001 - Amélie -Jean-Pierre Jeunet]...
ادامه مطلب