
می خوام یه چند وقت وجود نداشته باشم. بس که تموم شدم.هی این روزها تموم میشم اما کاری نمیشه کرد جز اینکه همون تیکه هام که تموم شدن رو جمع کنم و کشون کشون عین گچ بکشم رو سیاهی آسفالت و پودر بشم باز. ...
ادامه مطلب
"وقتی این ضربه به من وارد شد دیوانه شدم، چون عینِ جهنم است. اما دیوانهگیام بیشاهد ماند، سرگردانیام ظاهر نمیشد، فقط باطنام دیوانه بود. گاهی به خشم میآمدم. به من میگفتند: چرا اینقدر آراماید؟ حال آنکه از سر تا به پا سوخته بودم." غلامحسین ساعدی...
ادامه مطلب